خلاصه داستان: چهار سال پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست»، پیتر پارکر زندگی تازهای را آغاز کرده است؛ دنیایی که دیگر کسی او را بهعنوان پیتر پارکر به یاد نمیآورد. او که اکنون تمام وقت خود را صرف مبارزه با جرم و جنایت میکند، در عین کمک به مردم با تنهایی و فشارهای ناشی از زندگی دوگانهاش دستوپنجه نرم میکند. در حالی که فاصله گرفتن از دوستان قدیمی و فشارهای زندگی، تغییراتی غیرمنتظره در پیتر ایجاد میکند، تهدیدی مرموز و قدرتمند شهر را به خطر میاندازد؛ تهدیدی که ممکن است پیتر را وادار کند با محدودیتهای قدرت و انتخابهای خودش روبهرو شود.
خلاصه داستان: میتسوها، دختر نوجوانی که در شهری کوچک و روستایی زندگی میکند، آرزو دارد روزی زندگی متفاوتی در توکیو داشته باشد. در سوی دیگر، تاکی، پسری نوجوان است که در توکیو زندگی میکند. این دو غریبه، به شکلی عجیب و غیرقابل توضیح، متوجه میشوند که گاهی جای یکدیگر بیدار میشوند و زندگی یکدیگر را تجربه میکنند. آنها تلاش میکنند دلیل این ارتباط اسرارآمیز را پیدا کنند و در این میان، رابطهای عمیق میانشان شکل میگیرد؛ اما اتفاقاتی غیرمنتظره، آنها را در مسیری قرار میدهد که فراتر از فاصله میان دو شهر و حتی زمان است.
خلاصه داستان: آشیتاکا، شاهزادهای جوان، پس از گرفتار شدن در نفرینی مرگبار راهی سفری دور و ناشناخته میشود تا راهی برای نجات خود پیدا کند. در این سفر، او وارد درگیری میان ساکنان یک شهر صنعتی و خدایان و موجودات باستانی جنگل میشود. در میان این کشمکش، با سان، دختر جوانی که در میان گرگها بزرگ شده و به نام «پرنسس مونونوکه» شناخته میشود، آشنا میشود. آشیتاکا تلاش میکند در میان این نبرد، حقیقت را ببیند و مانع نابودی انسانها و طبیعت شود.