خلاصه داستان: کارل فردریکسن، پیرمردی تنها و بازنشسته در شهری بزرگ زندگی می کند و از کل جامعه فاصله گرفته است و در تنهایی به سر می برد. خانه ی کوچک او در میان آسمان خراش هایی است که هر روز بلندتر می شوند و اکنون شهرداری می خواهد خانه ی او را تخریب کند و تخلیه کند. اما پیرمرد حاضر نیست خانه اش را به هیچ وجه ترک کند، روزی تصمیم می گیرد برای عملی کردن رؤیای قدیمی خود و همسرش، خانهاش را با هزاران بادکنک به پرواز درآورد و راهی سفری ماجراجویانه شود. اما حضور ناخواستهی یک پسر بچه به نام راسل، این سفر را به ماجرایی فراموشنشدنی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: غولی منزوی به نام شرک در مرداب خود زندگی آرامی دارد؛ اما با ورود موجودات افسانهای که به دستور لرد فارکواد از سرزمینشان رانده شدهاند، آرامش او برهم میخورد. شرک برای بازگرداندن آرامش به زندگیاش، مأموریتی را میپذیرد که او را در کنار الاغی پرحرف راهی سفری برای نجات شاهزاده فیونا میکند؛ سفری که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: وودی، یک اسباببازی گاوچران و محبوبترین اسباببازی اندی، همیشه رهبر اتاق اسباببازیها بوده است. اما با ورود باز لایتیر، یک اسباببازی فضانورد جدید و پیشرفته، جایگاه وودی به خطر میافتد. رقابت میان آن دو به ماجراهایی غیرمنتظره منجر میشود و آنها مجبور میشوند برای بازگشت نزد اندی، اختلافات خود را کنار بگذارند.