خلاصه داستان: وقتی وودی، اسباببازی محبوب اندی، هنگام تلاش برای نجات یکی از دوستانش توسط یک کلکسیونر دزدیده میشود، به مجموعهای ارزشمند از اسباببازیهای وسترن منتقل میشود. در آنجا وودی با جسی، بولچشم و استینکی پیت آشنا میشود و متوجه میشود که گذشتهای مهم در انتظار اوست. در همین حال، باز لایتیر و دیگر اسباببازیها برای پیدا کردن وودی وارد ماجراجویی خطرناکی میشوند. وودی باید تصمیم بگیرد که به زندگی تازهای که پیش رویش قرار گرفته بپیوندد یا به خانه و دوستانش بازگردد.
خلاصه داستان: دنجي پس از پیوستن به سازمان شکارچیان شیطان، در حالی که همچنان با زندگی عجیب و پرخطر خود دستوپنجه نرم میکند، با دختری مرموز به نام رزه آشنا میشود. رابطه میان دنجي و رزه بهتدریج رنگ و بوی متفاوتی پیدا میکند، اما خیلی زود مشخص میشود که پشت این آشنایی ساده، اتفاقات و رازهای خطرناکی پنهان شده است. دنجي در میان احساسات تازه و نبردی مرگبار با تهدیدی جدید، بار دیگر مجبور میشود برای زنده ماندن و محافظت از کسانی که برایش اهمیت دارند مبارزه کند.
خلاصه داستان: یسپر، پسر جوان و تنبلی که بهعنوان پستچی به شهری دورافتاده و سرد در شمال فرستاده میشود، باید در مدت مشخصی تعداد زیادی نامه تحویل دهد تا بتواند به زندگی قبلی خود بازگردد. او در این شهر با کلاوس، نجاری منزوی که خانهاش پر از اسباببازیهای دستساز است، آشنا میشود. همکاری این دو برای رساندن اسباببازیها به کودکان، بهتدریج شادی و مهربانی را به شهر بازمیگرداند و سنتی را شکل میدهد که ریشههای افسانه بابانوئل را روایت میکند.
خلاصه داستان: رایلی، دختر ۱۱ سالهای است که پس از نقل مکان خانوادهاش به سانفرانسیسکو با تغییرات بزرگی روبهرو میشود. در ذهن او، احساساتی مانند شادی، غم، ترس، خشم و انزجار تلاش میکنند زندگیاش را هدایت کنند. وقتی شادی و غم از مرکز کنترل دور میشوند، رایلی با بحران عاطفی روبهرو شده و باید راهی برای بازگشت و سازگاری با زندگی جدید پیدا کنند.
خلاصه داستان: در دنیایی که هیولاها برای تأمین انرژی شهرشان از ترساندن کودکان استفاده میکنند، سالی و مایک دو هیولای موفق هستند که زندگیشان با ورود اتفاقی یک دختر بچه انسان به دنیای هیولاها کاملاً تغییر میکند. آنها در تلاش برای بازگرداندن دختر به خانه، متوجه میشوند بسیاری از باورهایی که درباره انسانها داشتهاند اشتباه بوده و با ماجرایی پرخطر و هیجانانگیز روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: مارلین، دلقک ماهی ای بسیار محتاط، پس از گم شدن پسرش نمو، سفری طولانی و خطرناک را در اقیانوس آغاز میکند تا او را پیدا کند. در این مسیر، او با ماهی فراموشکاری به نام دوری همراه میشود و ماجراهای هیجانانگیز و غیرمنتظرهای را تجربه میکند.