خلاصه داستان: چهار سال پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست»، پیتر پارکر زندگی تازهای را آغاز کرده است؛ دنیایی که دیگر کسی او را بهعنوان پیتر پارکر به یاد نمیآورد. او که اکنون تمام وقت خود را صرف مبارزه با جرم و جنایت میکند، در عین کمک به مردم با تنهایی و فشارهای ناشی از زندگی دوگانهاش دستوپنجه نرم میکند. در حالی که فاصله گرفتن از دوستان قدیمی و فشارهای زندگی، تغییراتی غیرمنتظره در پیتر ایجاد میکند، تهدیدی مرموز و قدرتمند شهر را به خطر میاندازد؛ تهدیدی که ممکن است پیتر را وادار کند با محدودیتهای قدرت و انتخابهای خودش روبهرو شود.
خلاصه داستان: دنجي پس از پیوستن به سازمان شکارچیان شیطان، در حالی که همچنان با زندگی عجیب و پرخطر خود دستوپنجه نرم میکند، با دختری مرموز به نام رزه آشنا میشود. رابطه میان دنجي و رزه بهتدریج رنگ و بوی متفاوتی پیدا میکند، اما خیلی زود مشخص میشود که پشت این آشنایی ساده، اتفاقات و رازهای خطرناکی پنهان شده است. دنجي در میان احساسات تازه و نبردی مرگبار با تهدیدی جدید، بار دیگر مجبور میشود برای زنده ماندن و محافظت از کسانی که برایش اهمیت دارند مبارزه کند.
خلاصه داستان: آشیتاکا، شاهزادهای جوان، پس از گرفتار شدن در نفرینی مرگبار راهی سفری دور و ناشناخته میشود تا راهی برای نجات خود پیدا کند. در این سفر، او وارد درگیری میان ساکنان یک شهر صنعتی و خدایان و موجودات باستانی جنگل میشود. در میان این کشمکش، با سان، دختر جوانی که در میان گرگها بزرگ شده و به نام «پرنسس مونونوکه» شناخته میشود، آشنا میشود. آشیتاکا تلاش میکند در میان این نبرد، حقیقت را ببیند و مانع نابودی انسانها و طبیعت شود.
خلاصه داستان: باب پار، ابرقهرمانی بازنشسته که زمانی با نام «مستر اینکریبل» شناخته میشد، همراه همسرش هلن و سه فرزندشان زندگی آرامی را پشت سر میگذارد. اما زندگی یکنواخت او زمانی تغییر میکند که مأموریتی مخفی برای بازگشت به دنیای ابرقهرمانان به او پیشنهاد میشود. باب در جریان این مأموریت با تهدیدی خطرناک روبهرو میشود و خانوادهاش نیز ناخواسته وارد ماجرا میشوند. حالا اعضای خانواده شگفتانگیز باید با همکاری یکدیگر از تواناییهای ویژه خود استفاده کنند تا شهر را از خطری بزرگ نجات دهند.
خلاصه داستان: هیکاپ، نوجوانی از قبیلهای وایکینگ که سالهاست با اژدهایان میجنگند، برخلاف دیگر اعضای قبیله به کشتن اژدها علاقهای ندارد. او پس از زخمی کردن یک اژدهای کمیاب به نام «بیدندان»، بهجای کشتنش با او دوست میشود و بهتدریج رازهای زیادی درباره اژدهایان و رفتار واقعی آنها کشف میکند. این دوستی، نگاه هیکاپ و مردم قبیلهاش به اژدهایان را تغییر میدهد و آنها را در برابر خطری بزرگ قرار میدهد که سرنوشت هر دو گروه را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: پس از اتفاقات فیلم قبلی، مایلز مورالز با گوئن استیسی و گروهی از مرد عنکبوتیهای جهانهای مختلف همراه میشود و وارد سفری میان جهانهای موازی میشود. مایلز در جریان این ماجرا با گروهی از مرد عنکبوتیها روبهرو میشود که وظیفه دارند از نظم میان جهانها محافظت کنند؛ اما او با دیدگاه آنها درباره سرنوشت خود و دیگران مخالفت میکند.