خلاصه داستان: در ژاپنِ دوران جنگ جهانی دوم، «سِئیتا» و خواهر کوچکش «سِتسوکو» پس از نابودی خانه و از دست دادن مادرشان، ناچار میشوند برای زنده ماندن به تنهایی تلاش کنند. این دو خواهر و برادر در میان ویرانیهای جنگ، کمبود غذا و سختیهای زندگی، به یکدیگر تکیه میکنند و تلاش دارند امید و پیوند خانوادگی خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: میتسوها، دختر نوجوانی که در شهری کوچک و روستایی زندگی میکند، آرزو دارد روزی زندگی متفاوتی در توکیو داشته باشد. در سوی دیگر، تاکی، پسری نوجوان است که در توکیو زندگی میکند. این دو غریبه، به شکلی عجیب و غیرقابل توضیح، متوجه میشوند که گاهی جای یکدیگر بیدار میشوند و زندگی یکدیگر را تجربه میکنند. آنها تلاش میکنند دلیل این ارتباط اسرارآمیز را پیدا کنند و در این میان، رابطهای عمیق میانشان شکل میگیرد؛ اما اتفاقاتی غیرمنتظره، آنها را در مسیری قرار میدهد که فراتر از فاصله میان دو شهر و حتی زمان است.
خلاصه داستان: دنجي پس از پیوستن به سازمان شکارچیان شیطان، در حالی که همچنان با زندگی عجیب و پرخطر خود دستوپنجه نرم میکند، با دختری مرموز به نام رزه آشنا میشود. رابطه میان دنجي و رزه بهتدریج رنگ و بوی متفاوتی پیدا میکند، اما خیلی زود مشخص میشود که پشت این آشنایی ساده، اتفاقات و رازهای خطرناکی پنهان شده است. دنجي در میان احساسات تازه و نبردی مرگبار با تهدیدی جدید، بار دیگر مجبور میشود برای زنده ماندن و محافظت از کسانی که برایش اهمیت دارند مبارزه کند.
خلاصه داستان: آشیتاکا، شاهزادهای جوان، پس از گرفتار شدن در نفرینی مرگبار راهی سفری دور و ناشناخته میشود تا راهی برای نجات خود پیدا کند. در این سفر، او وارد درگیری میان ساکنان یک شهر صنعتی و خدایان و موجودات باستانی جنگل میشود. در میان این کشمکش، با سان، دختر جوانی که در میان گرگها بزرگ شده و به نام «پرنسس مونونوکه» شناخته میشود، آشنا میشود. آشیتاکا تلاش میکند در میان این نبرد، حقیقت را ببیند و مانع نابودی انسانها و طبیعت شود.
خلاصه داستان: سوفی، دختر جوانی که در یک کلاهفروشی کار میکند، پس از برخورد با جادوگری مرموز به نام هاول، گرفتار نفرین یک جادوگر میشود و ظاهرش به پیرزنی سالخورده تغییر میکند. او برای شکستن این طلسم راهی سفری ناشناخته میشود و به قلعهای متحرک و جادویی پناه میبرد؛ جایی که با هاول و همراهان عجیبش آشنا میشود. در حالی که جنگی ویرانگر سرزمین را فرا گرفته، سوفی تلاش میکند راز نفرین خود را کشف کند و با قدرت عشق و شجاعت، سرنوشت خود و اطرافیانش را تغییر دهد.
خلاصه داستان: چیهیرو، دختری دهساله، همراه خانوادهاش به شهری جدید نقل مکان میکند؛ اما در مسیر، آنها به دنیایی اسرارآمیز و عجیب وارد میشوند که محل زندگی ارواح و موجودات ناشناخته است. پس از گرفتار شدن والدینش در این دنیا، چیهیرو مجبور میشود برای نجات آنها و پیدا کردن راه بازگشت به خانه، شجاعانه با چالشها و موجودات مختلف روبهرو شود و در این مسیر، سفری فراموشنشدنی را تجربه میکند.