خلاصه داستان: میگل، پسری دوازدهساله با آرزوی تبدیل شدن به یک موسیقیدان بزرگ، در خانوادهای زندگی میکند که موسیقی را ممنوع کردهاند. او که شیفته یکی از مشهورترین نوازندگان مکزیک است، در جریان اتفاقاتی غیرمنتظره به سرزمین شگفتانگیز مردگان قدم میگذارد. میگل در آنجا با هکتور آشنا میشود و همراه او سفری پرماجرا را آغاز میکند تا رازهای پنهان گذشته خانوادهاش را کشف کند؛ سفری که نگاه او را به خانواده، خاطرات و رؤیاهایش تغییر میدهد.
خلاصه داستان: شیر جوانی بنام «سیمبا» که فکر می کند باعث مرگ پدرش شده، خود را گناهکار می داند و از هویتش بعنوان سلطان آینده فرار می کند، اما وقتی حقیقت گذشتهاش را میفهمد، تصمیم میگیرد با ترسهایش روبهرو شود و برای بازپسگیری جایگاه واقعی خود به سرزمین شیرها بازگردد.