خلاصه داستان: یسپر، پسر جوان و تنبلی که بهعنوان پستچی به شهری دورافتاده و سرد در شمال فرستاده میشود، باید در مدت مشخصی تعداد زیادی نامه تحویل دهد تا بتواند به زندگی قبلی خود بازگردد. او در این شهر با کلاوس، نجاری منزوی که خانهاش پر از اسباببازیهای دستساز است، آشنا میشود. همکاری این دو برای رساندن اسباببازیها به کودکان، بهتدریج شادی و مهربانی را به شهر بازمیگرداند و سنتی را شکل میدهد که ریشههای افسانه بابانوئل را روایت میکند.
خلاصه داستان: رایلی، دختر ۱۱ سالهای است که پس از نقل مکان خانوادهاش به سانفرانسیسکو با تغییرات بزرگی روبهرو میشود. در ذهن او، احساساتی مانند شادی، غم، ترس، خشم و انزجار تلاش میکنند زندگیاش را هدایت کنند. وقتی شادی و غم از مرکز کنترل دور میشوند، رایلی با بحران عاطفی روبهرو شده و باید راهی برای بازگشت و سازگاری با زندگی جدید پیدا کنند.