خلاصه داستان: رایلی، دختر ۱۱ سالهای است که پس از نقل مکان خانوادهاش به سانفرانسیسکو با تغییرات بزرگی روبهرو میشود. در ذهن او، احساساتی مانند شادی، غم، ترس، خشم و انزجار تلاش میکنند زندگیاش را هدایت کنند. وقتی شادی و غم از مرکز کنترل دور میشوند، رایلی با بحران عاطفی روبهرو شده و باید راهی برای بازگشت و سازگاری با زندگی جدید پیدا کنند.
خلاصه داستان: در دنیایی که هیولاها برای تأمین انرژی شهرشان از ترساندن کودکان استفاده میکنند، سالی و مایک دو هیولای موفق هستند که زندگیشان با ورود اتفاقی یک دختر بچه انسان به دنیای هیولاها کاملاً تغییر میکند. آنها در تلاش برای بازگرداندن دختر به خانه، متوجه میشوند بسیاری از باورهایی که درباره انسانها داشتهاند اشتباه بوده و با ماجرایی پرخطر و هیجانانگیز روبهرو میشوند.