خلاصه داستان: سوفی، دختر جوانی که در یک کلاهفروشی کار میکند، پس از برخورد با جادوگری مرموز به نام هاول، گرفتار نفرین یک جادوگر میشود و ظاهرش به پیرزنی سالخورده تغییر میکند. او برای شکستن این طلسم راهی سفری ناشناخته میشود و به قلعهای متحرک و جادویی پناه میبرد؛ جایی که با هاول و همراهان عجیبش آشنا میشود. در حالی که جنگی ویرانگر سرزمین را فرا گرفته، سوفی تلاش میکند راز نفرین خود را کشف کند و با قدرت عشق و شجاعت، سرنوشت خود و اطرافیانش را تغییر دهد.
خلاصه داستان: باب پار، ابرقهرمانی بازنشسته که زمانی با نام «مستر اینکریبل» شناخته میشد، همراه همسرش هلن و سه فرزندشان زندگی آرامی را پشت سر میگذارد. اما زندگی یکنواخت او زمانی تغییر میکند که مأموریتی مخفی برای بازگشت به دنیای ابرقهرمانان به او پیشنهاد میشود. باب در جریان این مأموریت با تهدیدی خطرناک روبهرو میشود و خانوادهاش نیز ناخواسته وارد ماجرا میشوند. حالا اعضای خانواده شگفتانگیز باید با همکاری یکدیگر از تواناییهای ویژه خود استفاده کنند تا شهر را از خطری بزرگ نجات دهند.
خلاصه داستان: هیکاپ، نوجوانی از قبیلهای وایکینگ که سالهاست با اژدهایان میجنگند، برخلاف دیگر اعضای قبیله به کشتن اژدها علاقهای ندارد. او پس از زخمی کردن یک اژدهای کمیاب به نام «بیدندان»، بهجای کشتنش با او دوست میشود و بهتدریج رازهای زیادی درباره اژدهایان و رفتار واقعی آنها کشف میکند. این دوستی، نگاه هیکاپ و مردم قبیلهاش به اژدهایان را تغییر میدهد و آنها را در برابر خطری بزرگ قرار میدهد که سرنوشت هر دو گروه را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: غولی منزوی به نام شرک در مرداب خود زندگی آرامی دارد؛ اما با ورود موجودات افسانهای که به دستور لرد فارکواد از سرزمینشان رانده شدهاند، آرامش او برهم میخورد. شرک برای بازگرداندن آرامش به زندگیاش، مأموریتی را میپذیرد که او را در کنار الاغی پرحرف راهی سفری برای نجات شاهزاده فیونا میکند؛ سفری که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.