خلاصه داستان: یسپر، پسر جوان و تنبلی که بهعنوان پستچی به شهری دورافتاده و سرد در شمال فرستاده میشود، باید در مدت مشخصی تعداد زیادی نامه تحویل دهد تا بتواند به زندگی قبلی خود بازگردد. او در این شهر با کلاوس، نجاری منزوی که خانهاش پر از اسباببازیهای دستساز است، آشنا میشود. همکاری این دو برای رساندن اسباببازیها به کودکان، بهتدریج شادی و مهربانی را به شهر بازمیگرداند و سنتی را شکل میدهد که ریشههای افسانه بابانوئل را روایت میکند.
خلاصه داستان: چیهیرو، دختری دهساله، همراه خانوادهاش به شهری جدید نقل مکان میکند؛ اما در مسیر، آنها به دنیایی اسرارآمیز و عجیب وارد میشوند که محل زندگی ارواح و موجودات ناشناخته است. پس از گرفتار شدن والدینش در این دنیا، چیهیرو مجبور میشود برای نجات آنها و پیدا کردن راه بازگشت به خانه، شجاعانه با چالشها و موجودات مختلف روبهرو شود و در این مسیر، سفری فراموشنشدنی را تجربه میکند.