خلاصه داستان: دنجي پس از پیوستن به سازمان شکارچیان شیطان، در حالی که همچنان با زندگی عجیب و پرخطر خود دستوپنجه نرم میکند، با دختری مرموز به نام رزه آشنا میشود. رابطه میان دنجي و رزه بهتدریج رنگ و بوی متفاوتی پیدا میکند، اما خیلی زود مشخص میشود که پشت این آشنایی ساده، اتفاقات و رازهای خطرناکی پنهان شده است. دنجي در میان احساسات تازه و نبردی مرگبار با تهدیدی جدید، بار دیگر مجبور میشود برای زنده ماندن و محافظت از کسانی که برایش اهمیت دارند مبارزه کند.
خلاصه داستان: در دنیایی که هیولاها برای تأمین انرژی شهرشان از ترساندن کودکان استفاده میکنند، سالی و مایک دو هیولای موفق هستند که زندگیشان با ورود اتفاقی یک دختر بچه انسان به دنیای هیولاها کاملاً تغییر میکند. آنها در تلاش برای بازگرداندن دختر به خانه، متوجه میشوند بسیاری از باورهایی که درباره انسانها داشتهاند اشتباه بوده و با ماجرایی پرخطر و هیجانانگیز روبهرو میشوند.