خلاصه داستان: کارل فردریکسن، پیرمردی تنها و بازنشسته در شهری بزرگ زندگی می کند و از کل جامعه فاصله گرفته است و در تنهایی به سر می برد. خانه ی کوچک او در میان آسمان خراش هایی است که هر روز بلندتر می شوند و اکنون شهرداری می خواهد خانه ی او را تخریب کند و تخلیه کند. اما پیرمرد حاضر نیست خانه اش را به هیچ وجه ترک کند، روزی تصمیم می گیرد برای عملی کردن رؤیای قدیمی خود و همسرش، خانهاش را با هزاران بادکنک به پرواز درآورد و راهی سفری ماجراجویانه شود. اما حضور ناخواستهی یک پسر بچه به نام راسل، این سفر را به ماجرایی فراموشنشدنی تبدیل میکند.
خلاصه داستان: در آیندهای دور، زمین بهدلیل انباشت عظیم زباله و آلودگی، خالی از سکنه شده است. تنها یک ربات کوچک به نام وال-ئی باقی مانده که هر روز مشغول جمعآوری و فشردهکردن زبالههاست. با ورود ربات پیشرفتهای به نام ایو، زندگی وال-ئی تغییر میکند و ماجرایی آغاز میشود که میتواند سرنوشت انسانها و آینده زمین را دگرگون کند.